شعرنماز هدیه به معبود

گوهر مقصود

ارزنده ترين گوهر مقصود نماز است
زيبنده ترين هديه به معبود نماز است
کوبنده ترين اسلحه ي مکتب توحيد
کز ريشه کند خصم تو نابود، نماز است
گفتم به خرد، پايه دين نبوي چيست ؟
فرياد برآورد و بفرمود: نماز است
آن نکته رسول مدني گفت به سلمان
سري که به توفيق تو افزوده نماز است
فرمود علي شير خدا ساقي کوثر
در مکتب ما، مقصد و مقصود نماز است
گويند که با فضه چنين فاطمه فرمود
سرچشمه ي لطف و کرم و جود نماز است
در دادگه عدل خدا روز قيامت
از صلح حسن شاهد و مشهود نماز است
از آمدن کرببلا آنچه به عالم
مقصود حسين بن علي بود، نماز است
اي آن که تويي منتظر مهدي موعود
رمزي که نمايد فرجش زود، نماز است
آن روز که آيد ز پس پرده غيبت
اول هدف مهدي موعود، نماز است
« ژوليده » بگو تا همه خلق

 

علت محروم شدن ازنماز شب

محروم از نماز شب

امام صادق عليه السلام فرمود: چون مرد گناه كند، از نماز شب محروم گردد و عمل زشت ، از چاقويى كه در گوشت فرو رود، سريع تر در كسى كه مرتكب آن شده ، فرو مى رود

خواص نماز شب در دنيا

خواص نماز شب در دنيا
نماز شب بيست و دو خاصيت دارد كه يازده تاى آن متعلق به امور دنيا است و يازده تاى آن متعلق به امور آخرت است اما آنچه كه متعلق به امور دنيا است عبارتند از:
1- كسى كه اهل نماز شب است روى او نيكو و نورانى مى شود  ((لانهم خلوا بالله فكساهم الله من نوره )) زيرا آنها با خدا خلوت نمودند در عوض خدا آنها را به كسوت نور خود در آورد.
2- محبوب القواب مردم مى شود و مؤ يد مردم مى شود و زنى كه شوهرش به او مايل نباشد از بركت نماز شب ، بسيار به او مايل مى شود.
3- باعث شرف و بزرگى او مى شود.
4- باعث مانع شدن درد از بدن او مى شود.
5- نماز شب موجب قوت و نيروى روز او مى شود.
6- به سبب آن خوشبو و خوشرو و خوش خلق مى شود.
7- غم را از بين مى برد.
8- باعث اداى قرض او مى شود.
9- باعث وسعت و گسترش روزى مى شود.
10- چشم را جلا و صفا مى دهد.
11- باعث صحت بدن و اعضاء و جوارح مى شود.

 

اوخوامدآمد انشاالله و..........

جواب سوال شماعاشق نماز امیدوارم شادباشید

وقت نافله صبح

ابتداى وقت اداء نماز نافله صبح و انتهاى آن چه زمانى است؟

وقت نافله صبح پیش از نماز صبح است، از طلوع فجر تا آشکار شدن سرخى در طرف مشرق، و مى توان آن را بعد از نماز شب بلافاصله بجا آورد.

2- جواز قضاء نوافل روزانه

اگر کسى موفّق به خواندن نوافل روزانه، در اوقات شرعى آن نشود، تکلیف چیست؟

مى تواند قضا کند.

3- خواندن نافله بعد از نماز جماعت

شخصى که نماز ظهر و عصر را به جماعت مى خواند، وقتى براى انجام نافله هاى آن نخواهد داشت، اگر بعد از اداء نماز بخواهد نافله ها را هم بخواند چه نیّتى باید بکند؟

نیّت ما فى الذّمه کند.

4- خواندن نافله ظهر بعد از نماز ظهر

اگر کسی بخواهد نماز نافله ظهر را بعد از نماز ظهر بخواند در حالیکه هنوز وقت نافله باقی است آیا می تواند نیت ورود کند یا اینکه باید آن را رجاءً بجا آورد ؟

به قصد ما فی الذمه به جا می آورد.

5- نماز مستحبی به نیت نافله

آیا نماز مستحبى که کیفیّت خاصّى دارد، مانند نماز وحشت را مى توان به جاى نافله یومیه حساب کرد؟

هر گاه قصد نافله با آن بکند نافله محسوب مى شود و امید است ثواب آن نماز مخصوص را نیز داشته باشد.

6- ادای نوافل در سفر

نوافلى که در سفر منع شده، انجام دادن آن به عنوان کم بودن ثواب است یا بدعت؟ چه نوع بدعتى؟

انجام این نوافل مشروع نیست.

7- ترک نماز جماعت به دلیل خواندن نافله

درشرایطی که امکان خواندن نماز جماعت وجود داشته باشد و خواندن نماز جماعت مانع از خواندن نماز نافله شود (محدودیت زمان) آیا جایز است که نماز جماعت را به دلیل خواندن نماز نافله ترک کرد؟

نماز جماعت مقدم است.

8- خواندن نماز غفیله به نیت نافله مغرب

آیا نماز غفیله جزو نافله مغرب محسوب می شود؟

مانعی ندارد که به هر دو نیت به قصد رجاء خوانده شود و امید است ثواب هر دو داده شود.

9- خواندن نافله قبل از اذان

آیا خواندن نافله قبل از اذان اشکال دارد؟

نافله صبح را می شود قبل از اذان خواند ولی نوافل دیگر بعد از اذان خوانده شود.

10- ساقط نشدن برخی نوافل در سفر

آیا همه نمازهای نافله، حتی نافله شب در سفر ساقط می شود؟

نافله مغرب و نافله شب و نافله صبح ساقط نمی شود.

11- علم به اشتباه در انتخاب سوره در نماز نافله

چنانچه در حین نماز نافله مغرب پس از حمد، سوره توحید خوانده شود و شخص در حین خواندن سوره توحید (و یا پس از اتمام آن) متوجه اشتباه خود در انتخاب سوره گردد، چه باید بکند؟

آن سوره را رها می کند و سوره مورد نظر را شروع می کند.

12- خواندن نوافل ظهر و عصر زمانی که سایه چهار هفتم اندازه شاخص است

در فاصله زمانی که سایه شاخص چهار هفتم اندازه شاخص است تا غروب آفتاب نوافل ظهر و عصر به چه نیتی خوانده شوند؟

در غیر زمانی که وقت ادای آن هاست، باید به نیت قضا خوانده شود و در موارد مشکوک به نیت «مافی الذمه» و منظور از مافی الذمه در مورد نوافل ماموربه واقعی است خواه قضا باشد یا اداء.

13- نیت نماز غفیله و نافله مغرب زمانی که سرخی مغرب از بین رفته

در فاصله زمانی که سرخی مغرب از بین رفته تا نصف شب نافله مغرب و غفیله به چه نیتی خوانده شود؟

در غیر زمانی که وقت ادای آن هاست، باید به نیت قضا خوانده شود و در موارد مشکوک به نیت «مافی الذمه» و منظور از مافی الذمه در مورد نوافل ماموربه واقعی است خواه قضا باشد یا اداء.

14- نیت نافله ظهر بعد از نماز ظهر

اگر کسی بخواهد نماز نافله ظهر را بعد از نماز ظهر بخواند در حالی که هنوز وقت نافله باقی است آیا می تواند نیت ورود کند یا اینکه باید آن را رجاءً بجا آورد؟

به قصد مافی الذمه بجا می آورد.

 

دل های عاشقانت راخیلی چشم به راه مگذاراقاجان قربونت برم عمر ماکمه صبرماکمتر؟

 

 

پاسخ : درد و دلها با امام زمان


دل من خون شد ازین غم، تو كجایی؟
و ای كاش كه این جمعه بیایی!
دل من تاب ندارد،
"همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟ ... تو کجایی؟ تو کجایی..." !»
و تو انگار به قلبم بنویسی:
كه چرا هیچ نگویند
مگر این رهبر دلسوز، طرفدار ندارد، كه غریب است؟
و عجیب است
كه پس از قرن و هزاره
هنوزم كه هنوز است
دو چشمش
به راه است
و مگر سیصد و اندی نفر از شیفتگانش
زیاد است
كه گویند
به اندازه یك « بدر » علمدار ندارد!
و گویند چرا این همه مشتاق، ولی او سپهش یار ندارد!
تو خودت! مدعی دوستی و مهر شدیدی!
كه به هر شعر جدیدی،
ز هجران و غمم ناله سرایی، تو كجایی؟
تو كه یك عمر سرودی «تو كجایی؟» تو كجایی؟
باز گویی كه مگر كاستی ای بُد ز امامت،
ز هدایت،
ز محبت،
ز غمخوارگی و مهر و عطوفت
تو پنداشته ای هیچ كسی دل نگران تو نبوده؟
چه كسی قلب تو را سوی خدای تو كشانده؟
چه كسی در پی هر غصه ی تو اشك چكانده؟
چه كسی دست تو را در پس هر رنج گرفته؟
چه كسی راه به روی تو گشوده؟
چه خطرها به دعایم ز كنار تو گذر كرد،
چه زمان ها كه تو غافل شدی و یار به قلب تو نظر كرد...
و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی كجایی!؟
و ای كاش بیایی!

هر زمان خواهش دل با نظر یار یكی بود، تو بودی ...
هر زمان بود تفاوت، تو رفتی، تو نماندی.
خواهش نفس شده یار و خدایت،
و همین است كه تاثیر نبخشند به دعایت،
و به افاق نبردند صدایت،
و غریب است امامت.
من كه هستم،
تو كجایی؟
تو خودت! كاش بیایی.
به خودت كاش بیایی.
...

+ برای آمدنتان زیاد دعا میکنم!

 

 

 

سلام برال یاسین اهل بیت پیامبر اعظم صل لله علیه وسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

سَلامٌ عَلی آلِ یاسین

سلام بر آل یاسین

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا داعیَ اللهِ وَ ربّانیَّ آیاتِه

سلام بر تو، ای دعوت کننده‌ی به سوی خدا، و دانای بزرگ آیات او

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا بابَ اللهِ وَ دیّانَ دینِه

سلام بر تو، ای دروازه‌ی‌ (سرای رحمتِ) خدا و (ای) داور دین او

اَلسَّلامُ عَلیکَ یا خَلیفهَ اللهِ وَ ناصِرَ حَقِّه

سلام بر تو، ای جانشین خدا و یاری کننده‌ی حق او

اَلسَّلامُ عَلیکَ یا حُجَّهَ اللهِ وَ دلیلَ إرادَتِه

سلام بر تو، ای حجّت خدا و (نشانگر و) راهنمای اراده‌ی او

اَلسَّلامُ عَلیکَ یا تالیَ کِتابِ اللهِ وَ تَرجُمانَه

سلام بر تو، ای تلاوت کننده‌ی کتاب خدا و روشنگر آن

اَلسَّلامُ عَلَیکَ فی آناءِ لَیلِکَ وَ أطرافِ نَهارِکُ

سلام بر تو، در تمام لحظه‌های شبانه‌ات و ساعت‌های روزت

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا بَقیَّهَ اللهِ فی أرضِه

سلام بر تو، ای باقی‌نهاده‌ی‌ خدا در زمین

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا میثاقَ اللهِ الَّذی أخَذَهُ وَ وکَّدَه

سلام بر تو، ای میثاق خداوند که بر آن پیمان گرفته و استوارش ساخته است

اَلسَّلامُ عَلیکَ یا وَعدَ الله الَّذی ضَمِنَه

سلام بر تو، ای وعده‌ی خدا که خود آن را تعهّد کرده‌است

اَلسَّلامُ عَلَیکَ أیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنصوبُ وَ الْعِلمُ الْمَصبوب

سلام بر تو، ای پرچمِ بلندِ افراشته و ای دانشِ ریزان

وَ الْغَوثُ وَ الرَّحمَهُ الواسِعَه

و ای فریادرسِ (درماندگان) و ای رحمتِ گسترده

وَعداً غَیرَ مَکذوب

(که) وعده‌ای دروغ ناشدنی (است)

اَلسَّلامُ عَلیکَ حینَ تَقوم

سلام بر تو؛ آن گاه که می‌ایستی

السَّلامُ عَلیکَ حینَ تَقعُد

سلام بر تو؛ آن گاه که می‌نشینی

السَّلامُ عَلیکَ حینَ تَقرءُ وَ تُبیِّن

سلام بر تو؛ آن گاه که (قرآن) می‌خوانی و بیان می‌کنی

اَلسَّلامُ عَلَیکَ حینَ تُصَلّی وَ تَقنُت

سلام بر تو؛ آن گاه که نماز می‌گزاری و قنوت می‌خوانی

اَلسَّلامُ عَلَیکَ حینَ تَرکَعُ وَ تَسجُدَ

سلام بر تو؛ آن گاه که رکوع و سجود می‌آوری

اَلسَّلامُ عَلَیکَ حینَ تُهَلِّلُ وَ تُکَبِّر

سلام بر تو؛ آن گاه که «لا اله الا الله» و «الله اکبر» می‌گوی

اَلسَّلامُ عَلَیکَ حینَ تَحمَدُ وَ تَستَغفِر

سلام بر تو؛ آن گاه که (خدا را) می‌ستایی و آمرزش می‌خواهی،

اَلسَّلامُ عَلَیکَ حینَ تُصبِحُ وَ تُمسی

سلام بر تو؛ آن هنگام که روز را آغاز می‌کنی و آن گاه که روز را پشت سر می‌‌گذاری

اَلسَّلامُ عَلَیکَ فی الَّلیلِ إذا یَغشی وَ النَّهارِ إذا تَجَلّی

سلام بر تو در شب؛ آن گاه که (تاریکی‌اش گیتی را) فرو پوشد و در روز؛ آن گاه که روشنایی‌اش آشکار گردد

اَلسَّلامُ عَلیکَ أیُّهَا الإمامُ المَأمون

سلام بر تو؛ ای امامِ امان‌یافته

اَلسَّلامُ عَلَیکَ إیُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأمول

سلام بر تو؛ ای پیشاپیش‌داشته‌ی آرزو شده

اَلسَّلامُ عَلَیکَ بِجَوامِعِ السَّلام

سلام بر تو، همه‌ی سلام‌های جامع و فراگیر

اُشهِدُکَ یا مَولای

ای مولای من، تو را به گواهی می‌گیرم

أنّی اَشهَدُ أن لا إلهَ إلاّ الله وَحدَهُ لا شَریکَ لَهَ

که من شهادت می‌دهم: خدایی جز الله نیست و او یکتای بی‌همتاست

وَ أنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسولُه

و این که حضرت محمّد بنده و فرستاده‌ی اوست

لا حَبیبَ إلاّ هُوَ وَ أهلُه

و محبوبی جز او و خاندانش نیست

وَ اُشهِدُکَ یا مَولای اَنَّ علیّاً أمیرَ‌المُؤمِنینَ حُجَّتُه

مولایم، نیز گواهت می‌گیرم که علی امیر مؤمنان حجّت اوست

وَ الْحَسَن حُجَّتُه

و حسن حجّت اوست

وَ الْحُسینَ حُجَّتُه

و حسین حجّت اوست

وَ عَلیَّ بنَ الْحُسینِ حُجَّتُه

و علیّ ‌بن الحسین حجّت اوست

وَ مُحَمَّدَ بنَ عَلیٍّ حُجَّتُه

و محمّد بن علی حجّت اوست

وَ جَعفَر بنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُه

و جعفربن محمّد حجّت اوست

وَ موسَی بنَ جَعفَرٍ حُجَّتُه

و موسی بن جعفر حجّت اوست

وَ عَلیَّ بنَ موسی حُجَّتُه

و علیّ بن موسی حجّت اوست

وَ مُحَمَّدَ بنَ عَلیٍّ حُجَّتُه

و محمّد بن علی حجّت اوست

وَعَلی بنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُه

و علی بن محمّدحجّت اوست

وَالحَسَنَ بنَ عَلیٍّ حُجَّتُه

و حسن بن علی حجّت اوست

وَ اَشهَدُ اَنَّکَ حُجَّهُ الله

و شهادت می‌دهم که تو حجّت خدایی

أنتُم الاوَّلُ وَ الاخِر

آغاز و انجام شمایید

وَ أنَّ رَجعَتَکُم حَقٌّ لا رَیبَ فیها

و (نیز گواهم بر) این که بازگشت شما (به این جهان)،‌ راست است و شکی در آن نیست؛

یَومَ لایَنفَعُ نَفساً ایمانُها لَم‌ تَکُن آمَنَت مِن قَبل اَو کَسَبَت فی ایمانِها خَیراً

در آن روز که ایمانِ کسی که از پیش ایمان نیاورده‌باشد، یا از ایمان بهره‌ی نیکویی نداشته‌باشد، او را سود نمی‌بخشد

وَ أنَّ الْمَوتَ حَقّ

هم چنین (گواهی می‌دهم) که مرگ راست است

وَ أنَّ ناکِراً وَ نکیراَ حَقّ

و آمدن دو فرشته‌ی پرسشگر (در گور) راست است

وَ اَشْهَدُ اَنَّ النَّشرَ حَقّ

نیز شهادت می‌دهم که از نو زنده شدن راست است

وَ البَعثَ حَقّ

و برانگیخته‌شدن راست است

وَ اَن الصِّراطَ حَقّ

و (پل) صراط راست است

وَ المِرصادَ حَقّ

و (در) کمین‌گاه (بودن خدا) راست است

وَ المیزانَ حَقّ

و ترازوی (سنجش اعمال) راست است

وَ الْحَشرَ حَقّ

و رستاخیز راست است

وَ الحِسابَ حَقّ

و حساب‌رسی کردارها راست است

وَ الْجَنَّهَ وَ النّارَ حَقّ

و بهشت و دوزخ راست است

وَ الوَعدَ وَ الوَعیدَ بِهِما حَقّ

و نوید و هشدار به آن دو راست است

یا مَولایَ شَقِیَ مَن خالَفَکُم وَ سَعِدَ مَن أطاعَکُم

ای مولای من، آن که با شما به مخالفت برخاست نگون‌بخت و آن که شما را اطاعت کرد سعادتمند است

فَاشْهَدْ عَلی ما أشهَدتُکَ عَلَیه

پس بر آن چه تو را بر آن شاهد گرفتم گواه باش

وَ أنَا وَلیٌّ لَکَ

که من دوست‌دار توام

بَریءٌ مِن عَدُوِّک

و از دشمن تو بیزار

فَالحَقُّ ما رَضیتُموه

حق همان است که شما را پسند آید

وَ الباطِلُ ما أسخَطتُموهً

و باطل همان که شما از آن ناخشنود باشید

وَ الْمَعروفُ ما أمَرتُم بِه

تنها آن چه شما فرمان داده‌اید، آشنا (و پذیرفته‌ی فطرت) است

وَ الْمُنکَرُ ما نَهَیتُم عَنه

و آن چه نهی فرموده‌اید ناشناخته (و ناپسند) است

فَنَفسی مُؤمِنَهٌ بِالله

پس دل من به خداوند ایمان دار

وَحدَهُ لا شَریکَ لَه

خدای یکتای بی همتا

وَ بِرَسولِه وَ بِأمیرِالمُؤمِنینَ

و به رسول او و به امیر‌المومنین (ایمان دارد)

وَ بِکُم یا مَولای أوَّلِکُم وَ آخِرِکُم

و به شما -ای مولایم- از نخستین تا واپسینان (ایمان دارد)

وَ نُصرَتی مَعَدَّهٌ لَکُم

و همواره آماده‌ی یاری شمایم

وَ مَوَدَّتی خالِصَهٌ لَکُم

و دوستی من فقط برای شماست

آمینَ آمین

 

درد دل بایوسف زهرا امام زمان (عج)

پاسخ : درد و دلها با امام زمان


کجاست آن بقیت خداوند که از عترت رهنما تهی نمی گردد؟

کجاست آن مهیای برانداختن نسل ستمگران؟

کجاست آن برگزیده ای که دین و شریعت را باز می گرداند؟

کجاست آن آرزوی برآمدنی که قرآن و حدود را زنده می کند؟

ای سردار سر افراز

ذوالفقار علی برگیر و آماده باش تا قامت راست ستمگران را دو تا کنی.

ای قهرمان دوران!

دردمندان منتظرند تا بیایی و آنچه کژی و نابسامانی است از بن بکنی.

ای امید امیدواران!

ستمدیگان و دردمندان دیده به راهند تا بیایی و بنیاد ستم بر اندازی.

ای گنج نهان!

چهره بگشای و آیین خدا را با دم مسیحایی خویش جانی دوباره ببخش.

ای سپهسالار اسلام!

که خداوند تو را برای سربلندی امت و شریعت برگزیده است

پای در رکاب کن.

ای ترجمان قرآن!

که پیروان قرآن در آرزوی ظهور تو روز شماری میکنند

قرآن را دریاب.

.....و ای احیا گر دین!

دین را زنده کن

وای امید عاشقان و منتظران بیا...

بیا و..

اماما!

تا نیایى، دریاى زندگیمان از اسارت تـوفان رها نمى شـود.

بیا که زورقهاى شکسته مان را بادبانـى و ما بـى صاحبـان را صاحب!

بیـا که هـر دردى را درمـانـى و دردمندان را طبیب!

تمنا دارم ازتو یابن الزهراکه...................................

تمنادارم ازتو یابن الزهرا

 دلم دریای خون است ، بادبان شو

تنم ابر جنون است ، آسمان شو

هوای کوی ما یاری ندارد

تو یک شب در دلم هم آشیان شو

صدایم در گلو فریاد درد است

تو یک دنیا سکوت خانه ام شو

درخت باورم را کینه خشکاند

تو بخشایشگر بمان ، همسایه ام شو

به رویایی دروغین زندگی رفت

تو کابوس ره صد ساله ام شو

به هوشیاری ز عشقت توبه کردم

تو در مستی نگار آخرین شو

خدا هم ترک این مهنت نشین کرد

تو یارب یارب شب های من شو

نگاهم در غروبی واپسین است

در این لحظه طلوعی آتشین شو

یاصاحب الزمان اقاجان خیلی غریبی 313یارهنوزنداری خدایاماراصالح کن وبه اباصالح برسان

به یاد روی مه آلوده اش غزل خوانم
به فکر ماه پس ابرم و هراسانم

 

چقدر طول کشید انتظار ، می ترسم
به وقت آمدنت زنده ام ؟ نمی دانم

 

به فکر پرده کشیدن ز رویت ای ماهم
که از زمان ظهورت حدودا آگاهم

 

نه ، دور نیست زیاد این زمان ظهور
ببین صدای قدمت آید از ته آهم

 

عطش برای شرب نگاهت ببین به لب هایم
همین بس است بیا و نگو نمی آیم

 

برای انتظار تو آقا توانمان رفته
برای شیعه بد است آقا ، نگو که تنهایم

 

پس از هزار و چند قرن هنوز می نالم
که شیفته رخ ماه و خراب آن خالم

 

ولی همین که خوب فکر می کنم شاید من
به شاخه های درخت شکفتنت کالم

 

مرا نبین که به گلشن و چمن خارم
امید آمدنت را به روی گل دارم

 

به خاطر گلها بیا بهار گلزارم
که سیصد و سیزده گل در این چمن دارم

 

جهان منتظرتوست اقابیا

این عکس توسوط صاحب وبلاگ ازطبقه ی فوقانی مسجدالحرام گرفته شده است 27/2/91

عاشق زیارت حضرت ابوالفضل ع

چهل حدیث درباره آخرالزمان

چهل حدیث درباره آخرالزمان

!!!چهل حدیث درباره آخرالزمان و پیش بینی ائمه(ع) درباره ی رخ دادهای این زمان!!!

!!!انشاالله همه تلاش کنیم این احادیث شامل حال ما نشوند!!!


1. امير مومنان(ع): پشتها سنگين شود و حوادث پياپي واقع شود.
2. امير مومنان(ع) : او (حضرت قائم( عج)) هنگامي ظاهر مي شود كه حقيقتها كم اجر و دنباله روها از نابخردان پيروي كنند.
3. امير مومنان(ع): عربها دچار اختلاف شوند اشتياق به ظهور افزون شود.


4. امير مومنان(ع): عفاف و خويشتن داري از جامعه رخت بربندد و ... و شيطان بر همگان چيره شود.


5. امير مومنان(ع): زنها فرمانروايي كنند، حوادث جانكاه و كمرشكني روي مي دهد.


6. امير مومنان(ع): شكافنده ها بشكافند و پيش بتازند ،تيز پروازان حمله كنند.


7. امير مومنان(ع): عراق را فتح كنند و هر نوع اختلافي را با خونريزي پاسخ دهند.


8. پيامبر(ص): براي مردم روزگاري ميرسد كه تنها همّ وغمّشان شكم آنها و شرف آنها تجمّلات زندگي و قبله ي آنها زنهايشان مي گردد.


9. پيامبر(ص): دين و آئين آنها درهم ودينارشان مي باشد، آنها بدترين خلايق هستند براي آنها نزد خدا ارج و مقامي نيست.


10. پيامبر(ص): هنگامي كه روابط نامشروع شيوع پيدا مي كند زلزله زياد مي شود.


11. پيامبر(ص): هنگامي كه براي كارهاي ناشايست تعاون وهمكاري كنند و در احكام دين از يكديگر دوري كنند.


12. پيامبر(ص): انسان به پدر ومادرش جفا مي كند ولي با دوستانش از راه وفا وصفا وار د مي شود.
13. پيامبر(ص): هنگامي كه تكبّر و خودپرستي در اعماق دلها نفوذ كرد آنطور كه سمها در بدنها نفوذ ميكند.
14. پيامبر(ص): گناهان علني شوند و محرّمات الهي سبك شمرده شوند.


15. پيـامبر(ص): زمـاني مي آيد كه مـردم گـرگ درنده مي شونـد، هر كس گرگ نباشد او را مي خورند.
16. پيامبر(ص): مردم به انجام منكرات تظاهر مي كنند ... و اموال فراوان براي غنا و موسيقي خرج مي شود.


17. امير مومنان(ع): كسي كه امر به معروف كند، خوار شود و كسي كه مرتكب گناه شود، مورد ستايش قرار گيرد.


18. امير مومنان(ع): هنگامي كه نيازها وگرفتاريها فراوان شود مردم همديگر را نشناسند.


19. امير مومنان(ع): انسان براي استمداد به نزد برادرش برود، او را در قيافه اي ديگر غير آنچه بود مي بيند.


20. امير مومنان(ع): هنگامي كه مرد ها با مردها در مي آميزند و زنها با يكديگر.


21. پيامبر(ص): هنگامي كه امت من نماز را ضايع كنند و از شهوات پيروي كنند.


22. امير مومنان(ع): مرد را براي پوشيده نگه داشتن همسرش سرزنش مي كنند.


23. پيامبر(ص): مرد ها خود را شبيه زنها و زنها خود را شبيه مرد ها مي كنند.


24. پيامبر(ص): هنگامي كه زنها جامه مردان را بپوشند و پوشش حياء از آنها گرفته شود.


25. پيامبر(ص): سپس زماني مي آيد كه قاريان قرآن را مي خوانند ولي از حلقومشان تجاوز نمي كند (عمل نمي شود...).


26. پيامبر(ص): قرآن را طبق خواسته هاي خود توجيه مي كنند و آئين خدا را آراء خود تفسير و تحليل مي كنند.


27. پيامبر(ص): ثروتمندان امت براي سياحت به مكه مي روند ومتوسطين آنها براي تجارتو فقرا براي رياء و تظاهر (افراد خالص كم اند).


28. پيامبر(ص): قرآن با ني و لحن غنا خوانده مي شود، بدون آينكه به هنگام تلاوت با خوف وخشيت از پروردگار همراه باشد.


29. پيامبر(ص): پس مي بيني كه گوش دادن به قرآن براي مردم بسيار سنگين است و گوش دادن به صداهاي باطل آسسان و فرح بخش شده است.
30. امير مومنان(ع): آلات لهو و لعب در رهگذر مردم آشكارا به كار گرفته مي شود ، مردم عبور مي كنند و كسي جرئت نمي كند از آن جلوگيري كند.


31. پيامبر(ص): (در آخر الزمان يعني نزديكي ظهور ) زمين لرزه بسيار مي شود.


32. پيامبر(ص): انتظارميرودكه حتي يك قفيزگندم ويك درهم پول به مردم عراق نرسد.


33. امام صادق(ع): رودخانه ها خشك مي شود و قحطي و گراني پيش مي آيد.

34. پيامبر(ص): سه پرچم در يك سال و يك ماه و يك روزخروج مي كنند(1ـ سفياني 2ـ خراساني 3ـ يماني )

35.امام صادق(ع): مردي از اولاد عمويم زيد در يمن خروج مي كند.

36. پيامبر(ص): يماني ازشيعيان اميرمومنان (ع) است خروج يماني و سفياني مانند دو اسب مسابقه همزمان به دنبال ييكديگر است.

37. امام صادق(ع): در آن ميان پرچم هاي هدايت از خراسان بيرون آمده با شتابي هر چه تمام تر منازل ررا طي كرده و پيش مي تازند و تعداديي از ياران قائم (عج) در ميان آنها خواهند بود.

38. امام صادق(ع): هنگامي كه پرچم هاي سياه از خراسان به راه افتاد به سويش بشتابيد ولو با سينه خيز رفتن از روي برفها باشد.

39. امام صادق(ع): آگاه باشيد كه آنها (سپاه خراساني) ياران حضرت مهدي (عج) هستند و زمينه ي سلطنت جهاني او را فراهم مي سازند.

40. پيامبر(ص): اگر سفياني را ببيني او را پليد ترين مردم مي يابي.

 

بنا به درخواست سوال شما

 

 

دانستنی های مهم برای لذت بردن از نزدیکی

*** انزال زودرس ***رفع

انزال زودرس یکی از مسایلی است که هم برای مرد وهم برای زن میتواند مشکل سازبوده وآنهاراازرسیدن به اوج احساس لذت جنسی محروم سازد. اکثر مردان به موضوع fore play یا معاشقه قبل از انجام عمل نزدیکی بی توجه بوده لذا شریک جنسی آنها بعد از خودشان به ارگاسم میرسد وهمین موضوع درتماسهای بعدی باعث تنش شده وانزال زودرس راتشدید میکند. مهمترین عامل ایجاد وتشدید انزال زود رس درمردان اضطراب است..اولین قدم برای رفع این مشکل دوری از استرس است.بایدبه مراحل یک کورس جنسی کاملا توجه کرد.یک fore playخوب میتواند تا حد زیادی فاصله زمانی برای رسیدن به ارگاسم را بین زن و مرد کمتر کرده وخیلی کمک کننده باشد.برای مبارزه با انزال زودرس همکاری زن ومرد هردو لازم است. .

. برای درمان انزال زودرس روشهای متفاوتی وجود داردکه یکی از آنهاsqueezing techniqu است.دراین روش آلت شما توسط خودتان یاشریک جنسی تان بوسیله دست تحریک میشود ولی به محض اینکه خواستیدبه انزال برسید،سریعا”تحریک را قطع کرده وتوسط دوانگشت شست واشاره زیر‌آلت تناسلی(درست محل ختنه‌ درپایین گلانس)را فشار داده وتا بیست میشمارید.این فشار باعث میشود تاازرسیدن به ارگاسم خارج شده وبتوانید مجددا” به تحریک جنسی ادامه دهید.بعدازچندبار تکرار میتوانید دربارپنجم به تحریک ادامه داده وانزال داشته باشید. به مرور زمان و باتکرار این تمرین دریک دوره حداقل ۲ماهه بدن شما یاد میگیردکه هنگام فعالیت جنسی دیرتر به ارگاسم برسد و مشکل شما بر طرف خواهد شد.
لازم به تذکر است که چون بیشترین لذت زن در هنگام ورود آلت تناسلی مرد به واژن میباشد بسیاری از زنها نیز طرفدار این روش بوده واز آن لذت جنسی زیادی میبرند.
علاوه بر این تعدادی از پوزیشن های نزدیکی وجود دارد که چون در آنها تحریک آلت تناسلی مرد به حداقل میرسد میتوانند درطولانی کردن زمان رسیدن به انزال مفید باشند. .

یکی دیگر از راههای جلوگیری از انزال زودرس استفاده از کاندوم میباشد.کاندوم یکی از روش های پیشگیری از حاملگی بوده که از انتقال بیماریهای جنسی بویژه ایدز وسوزاک هم جلوگیری میکند.بعلت پوشش پلاستیکی کاندوم آلت تناسلی کمتر تحریک شده و زمان انزال طولانی تر می شود.عده ای حتی ترجیح میدهند برای طولانی ترشدن زمان رسیدن به ارگاسم ازدو کاندوم بروی هم استفاده کنند.اخیرا” نوعی کاندوم توسط شرکت viagra تولید و در ایران نیز توزیع شده که دارای مواد بی حسی وتاخیری است و مانع انزال زود رس میشود.
یکی از راههایی که اخیرا خیلی مورد استفاده قرار میگیرد استفاده از داروهای بی حسی است.کلیه این مواد از خانواده لیدوکایین بوده وبه فرم های مختلف مانند اسپری، کرم، ژل دربازار وجود دارند.این داروها با بلوک کردن هدایت عصبی مانع انتقال تحریک حسی از اعصاب ناحیه آلت شده و درنتیجه زمان رسیدن به انزال افزایش می یابد.باید توجه داشت که استفاده از مواد بی حسی شمشیر دو لبه بوده واستفاده زیاد و نادرست از آنها میتواند هدایت عصبی را از آلت کاملا متوقف نماید. درنتیجه مرد نه تنها از نزدیکی هیچ احساس لذتی نمی برد بلکه حتی ممکن است برای مدت کوتاهی شهوت خود را هم از دست بدهد وحتی قادر به نعوظ و انجام عمل نزدیکی هم نباشد!
بهترین محل برای استفاده از اسپری ناحیه زیر کلاهک آلت است.بهتر است بیست دقیقه قبل از نزدیکی یک یا دو پاف در این محل اسپری نمایید.به مرور زمان هر کس با توجه به وضعیت بدنی میتواند مقدار اسپری مناسب برای بدن خود را پیدا کند. روش استفاده از کرم ها وژل های بی حسی هم مانند اسپری است.هنگام استفاده از مواد بی حسی بیاد داشته باشید که حتما چند دقیقه قبل از انجام نزدیکی باید آلت خود را چند بار با آب بشوویید یا اینکه از کاندوم استفاده نمایید زیرا این مواد خیلی سریع از طریق مخاط واژن جذب شده وباعث بی حسی آن میشود در نتیجه شریک جنسی شما هیچ لذتی از آمیزش نمیبرد و یا اینکه دیرتر ارضاء خواهد شد و نتیجه معکوس خواهید گرفت…

*** ارگاسم طولانی در مردان ***

روشهای تمرین برای ارگاسم طولانی:
مراحل زیر را بترتیب انجام دهید:

۱- مکث و ادامه تحریک:هنگامیکه احساس کردیدکه به ارگاسم نزدیک میشوید،تحریک آلت را متوقف کرده،بعداز کمی مکث دوباره ادامه دهید.بعد از هربارتوقف،شمالذت بیشتری از تحریک مجدد آلتتان خواهیدبرد.سعی کنید این عمل را پنج مرتبه انجام داده و بار ششم به ارگاسم برسید.اگراین تمرین را باموفقیت انجام دهیدحجم منی و لذت شما بهنگام خروج آن افزایش قابل ملاحظه ای می یابد.
در این مرحله باید بتوانید روی ارگان جنسی خود تمرکز و کنترل داشته و بین ارگاسم و انزال فاصله ایجادکنید.
۲- فروکردن انگشت در مقعد:بعد ازاینکه مرحله بالا را خوب انجام دادید سعی کنید حین انجام آن انگشت میانی را در مقعدفروکرده و پروستات را فشار دهید و سفتی آن را زیردستتان حس کنید.
۳- ریلاکس کردن ماهیچه ها:در طول زمان که تمرین شماره یک را انجام میدهید سعی کنید بتدریج به ارگاسم نزدیکتر شده و تحریک آلت را دیرترقطع کنید.باقطع تحریک،ماهیچه های اندام جنسی را ریلاکس کنید و بگذارید بدن شما از تحریک بیفتد.سپس دوباره ادامه تحریک آلت را از سربگیرید.
۴- بیشتر و بیشتر به ارگاسم نزدیک شوید:بتدریج سعی کنیدهربار بیشتر و بیشتر به ارگاسم نزدیک شده و مکث کنید.به این ترتیب ترشح جنسی شما ادامه می یابد ولی انزال رخ نمیدهد.

۵- سفت کردن کیسه های منی:همانطورکه گفته شد پنج باربعد از رسیدن به آستانه تحریک برای انزال مکث کنید و با سفت کردن کیسه های منی،منی را به آمپول برگردانید.به این ترتیب در بار ششم تحریک که انزال میشویدخواهید دیدکه حجم منی دفع شده از شما بیشتر از سابق است.

۶- حال بعد از اینکه مراحل فوق را بخوبی آموختید،سعی کنید مطابق روش بالا خود را تحریک نموده و حجم منی راافزایش دهید.ولی هنگامیکه متوجه فشار ناشی از تجمع زیاد منی در بیضه ها شدید،تحریک را متوقف کردهسعی کنید برای چندساعت تحریک نداشته باشید.

*** انزال در خانمها ***

آیا خانمها هم انزال داشته و مایعی از خود دفع میکنند؟ طبق آمارحدود۴۰درصدخانمها بهنگام ارگاسم مایعی ازپیشابراه خوددفع می نمایند.تحقیق در مورد منشاء این مایع و این موضوع که چرافقط عده ای از زنها قادر به انزال هستند ادامه دارد.نظرغالب براین است که تحریک نقطه جی میتواند به دفع مایع بهنگام ارگاسم منجرشود.البته برخی از دخترها حتی با س.. دهانی ویا تحریک دست هم میتوانند چنین مایعی دفع کنند.
مقدارمایع دفع شده ازچندقطره تاچندقاشق متغیراست.درمورد منشا این مایع بین محققان و افرادعادی اختلاف نظروجوددارد.آنچه مسلم است این است که این مایع حاوی مقادیرزیاد ادرار نبوده وترکیب آن مشابه ترشحات پروستات در مردان است.این مایع بهنگام خروج گرم،چسبنده و کمی تیره رنگ است.
صرف نظر ازماهیت و منشا این مایع،هدف این مقاله آشنایی مردان با تکنیک های مفید برای ارضائ زن و خروج این مایع از بدن او می باشد.
قدم اول:

در ابتدا خیلی مهم است که س.. شما در محیطی آرام و بدون استرس صورت گیرد.بعلاوه باید ارتباط شما صمیمانه و راحت باشد.اهمیت این موضوع از آن جهت است که موقع انزال،خانمها احساسی مشابه دفع ادرار دارند،بنابراین شما با اطمینان بخشیدن به او ازاینکه هیچ اتفاق بدی نمی افتد و مانع شدن از ایجاد اضطراب قدم دوم:

با استفاده از نوک انگشتتان در داخل واژن به فاصله یک بند انگشت قسمت اسفنجی را پیداکنید.میتوانید انگشت دیگرخود راهم وارد واژن کرده و این نقطه را به سمت بالا مالش دهید.فشار کمی به آن وارد کنید.همین موقع ممکن است به او احساس دفع ادرار دست دهد.
قدم سوم:

همزمان با تحریک نقطه جی از داخل واژن، با انگشت دیگرخود کلیتوریس را هم تحریک کنید.بهتر است گاهی با انگشت میانی خود مجرای ادرار را هم نوازش کرده و آنرا به سمت پایین بکشید.از او بخواهید تا ماهیچه های لگنی خود را منقبض کند.با دست شکم او را نوازش کنید.با انجام این عمل هنگام رسیدن به ارگاسم مایع گرمی از بدن او خارج میشود که گاهی ممکن است حتی خروج آن با فشار نیز همراه باشد.
بیاد داشته باشید که همه خانمها قادر به انزال نیستند.با تمرین این روش میتوانید لذت زیادی از س.. خود ببرید و ارگاسم را برای او لذتبخش تر کنید.

** اهمیت وضعیتهای نزدیکی **
تغییر پوزیشن در هنگام نزدیکی میتواند لذت سکس را برای شما بیشتر کند.این تغییر وضعیت گاهی میتواند برای شما سرگرم کننده و حتی خنده دار هم باشد.ممکن است شما وضعیت جدیدی را تجربه کنید که در آن شما یا شریک جنسیتان یا هردو بیشتر تحریک شده و لذت بیشتری از سکس میبرید.بیاد داشته باشید که ریتم،سرعت و زاویه ورود آلت مرد هم به اندازه پوزیشن در سکس مهم بوده و باید به آنها هم توجه داشته باشید. مردان حرفه ای بهنگام س.. مرتب از یک پوزیشن به پوزیشن دیگر تغییر وضعیت داده ،باعث میشوندخود و طرف مقابلشان لذت بیشتری از عمل جنسی ببرند.این حرکات باید با ظرافت و مهارت باشد.شما باید در زمان مناسب از یک موقعیت به موقعیت دیگری تغییر وضعیت دهید ولی هرگز در این کار عجول و ناشی نباشید.
شما با تغییر در زاویه ورود آلتتان یا تغییر وضعیت میتوانیدقسمتهای مختلف واژن زن را تحریک نمایید.بعضی از پوزیشن ها برای تحریک کلیتوریس،بعضی دیگر برای فروکردن عمیق آلت و بعضی هم برای تحریک نقطه جی مناسب تر هستند.در بعضی وضعیتها مرد کنترل بیشتری روی انزال داشته و میتواند مدت طولانی تری نزدیکی نماید.شما باید همه پوزیشن های س.. را تجربه کرده و وضعیت مورد علاقه خود را از بین آنها انتخاب نمایید.
درهربار عمل جنسی چند وضعیت جدید را تمرین کنید ولی هرگز در اینکار عجله نداشته باشید.معمولا” بهترین زمان برای تغییر وضعیت هنگامی است که به شدت تحریک شده و به انزال نزدیک شده اید.در این لحظه بعد از کمی مکث و تغییر پوزیشن،دوباره شروع به نزدیکی نمایید. به این ترتیب قادر خواهید بودبرای مدت طولانی تری س.. داشته و دیرتر به انزال برسید.

همیشه از طرف مقابل خود در مورد تغییر پوزیشن سوال کنید.شاید زن در یک وضعیت خاص راحت تر به ارگاسم برسد.هیچ دلیلی برای تغییر وضعیت در حالتیکه هردو شما از آن لذت میبرید وجود ندارد.
برای تحریک کلیتوریس وضعیتی که مرد در بالا باشد مناسبتر است.همچنین میتوانید از زن بخواهید هنگام فروبردن آلت شما،پاهای خود را کاملا” بهم بچسباند تا هردوتان لذت بیشتری ببرید
وضعیت قرارگرفتن مرد در بالا برای تحریک نقطه جی نیز مناسب است.یک وضعیت مناسب دیگر برای تحریک نقطه جی آنست که شما به زانو نشسته و زن پاهایش را دوطرف کمرتان بگذارد و کمی به عقب تکیه دهد.در این حالت شما آلت خود را به سمت بالا در واژن او فرو میکنید که بهترباعث تحریک نقطه جی میشود.
همچنین زن میتواند رو به زمین به شکم خوابیده و شما آلت خود را ازپشت وارد واژن او نمایید.
وضعیت پهلو به پهلو برای کسانی که دوست دارند تماس زیادی با بدن یکدیگر داشته باشند،یا برای س.. مقعدی در اولین بار خیلی مناسب است.

** نقش پیشابراه در ارگاسم زن **

ممکن است در جریان آمیزش جنسی درصدزیادی از خانمهاهرگز به اوج لذت جنسی نرسند.در مطالعات مختلف شیوع سرد مزاجی از۱۰تا۸۰درصد متغیر بوده است.سرد مزاجی با نداشتن ارگاسم متفاوت است.زنان سرد مزاج میتوانند به ارگاسم برسند.یک زن همجنس باز در ارتباط با جنس مخالف سرد مزاج است ولی با رابطه جنسی با همجنس خودکاملا” ارضا میشود.نداشتن ارگاسم همیشه با سرد مزاجی همراه نیست.بسیاری از زنها علیرغم نداشتن ارگاسم از رابطه جنسی لذت میبرند.سرد مزاجی حقیقی حالتی است که در آن هیچ پاسخ به هیچ نوع تحریک جنسی و در هیچ شرایطی وجود ندارد.
زنی که فقط از راه تحریک کلیتوریس به ارگاسم میرسد نه تنها سرد مزاج نیست بلکه گاهی ممکن است از لحاظ جنسی خیلی هم فعال باشد ولی شریک جنسی او باید بداند که چگونه او را ارضا کند.ممکن است خانمی در ارتباط با یک مرد به ارگاسم نرسد در حالیکه مرد دیگری بتواند او را به ارگاسم برساند. در اینصورت دیگر نمیتوان گفت که او به سرد مزاجی مبتلاست..
کلیتوریس نقش مهمی در رسیدن به ارگاسم داشته و حتی قبل از بلوغ نیز میتواند تحریک کننده باشد.التهاب کلیتوریس در اثر اس….. یا بعد از یائسگی بخاطر کمبود هورمون استروژن میتواند مانع از نقش مهم آن در ارگاسم شود.بعد از کلیتوریس اندامهای جنسی مجاور آن مانند قسمت داخلی لبهای کوچک وزیر شکم نقش مهمی در تحریک جنسی و ارگاسم دارند.مقعد نیز نقش تحریک کنندگی زیادی دارد.ولی بهتر است بجای س.. مقعدی آنرا با انگشت تحریک کنید.در بعضی از خانمهایی که مدتها بکلی ارگاسم نداشته اند با فروبردن انگشت در مقعد بهنگام نزدیکی میتوان ارگاسم ایجاد نمود!
معمولا” سینه ها به کلیتوریس برای رسیدن به ارگاسم کمک مینمایند.بوسیدن سینه مالش آلت به آن یا حتی فروکردن آلت مرد بین سینه ها میتواند موجب ارگاسم در بعضی خانمها شود.
شدت ارگاسم به عامل ایجاد کننده آن بستگی دارد.معمولا” س.. دهانی به ارگاسم کامل منجرمیشود.هرچه شدت ارگاسم بیشتر باشد زن زودتر قابلیت تحریک جنسی مجدد خواهدداشت.

زمان تحریک پذیری جنسی نیز در زنان متفاوت است.عده ای بهنگام تخمک گذاری(روزچهاردهم دوره ماهانه)وعده ای هم در ایام قاعدگی بیشترین میل جنسی را دارند.گروه اخیر بیشترین تنش جنسی را در ایام خونریزی ماهیانه دارند.
وضعیت انجام نزدیکی نیز نقش مهمی در ارگاسم خانمها دارد.معمولا” در حالتی که زن در بالا باشد بعلت زاویه ورود آلت مرد به واژن و برخورد آن با دیواره قدامی بهتر باعث ارگاسم میشود.نزدیکی ازپشت در حالت سجده یا در کنارهم بعلت تماس مناسب نوک آلت مرد با پیشابراه زن از مناسبترین حالتهای نزدیکی برای رسیدن به ارگاسم میباشد.
شرایط روحی نیز عامل مهمی در احساس رضایت جنسی و رسیدن به ارگاسم محسوب میشود.گاهی حتی چند جمله عاشقانه و محبت آمیز میتواند باعث ارگاسم شود!

 

حکم بستن لوله مردان وزنان ازنظرشرع

 (بستن لوله مردان وزنان)

آیا عمل بستن لوله مردان_ وازکتومی در مواردی که طرفین تمایلی به داشتن فرزند دیگری ندارند مجاز می باشد؟

برای جلوگیری از انعقاد نطفه هر وسیله مشروعی که بی ضرر باشد و باعث نقص مرد یا زن نشود یعنی مرد یا زن برای همیشه از قابلیت تولید مثل ساقط نگردند، ذاتاً مجاز است ولی اگر مستلزم نظر و لمس نامشروع می باشد، تنها در صورت ضرورت فردی یا اجتماعی جایز است.

2- حکم جلوگیری از انعقاد نطفه

حکم جلوگیرى از انعقاد نطقه را بیان کنید

براى جلوگیرى از انعقاد نطفه هر وسیله مشروعى که بى ضرر باشد و باعث نقص مرد یا زن به طور دائم نشود ذاتا مجاز است ولى اگر مستلزم نظر و لمس نا مشروع باشد تنها در صورت ضرورت فردى یا اجتماعى جایز است.

3- حکم راههای جلوگیری از بارداری

بهترین راه برای جلوگِیری از بارداری از نظر اسلام کدام است؟

برای جلوگیری از انعقاد نطفه هر وسیله مشروعی که بی ضرر باشد و باعث نقص مرد یا زن نشود یعنی مرد یا زن برای همیشه از قابلیت تولید مثل ساقط نگردند، ذاتاً مجاز است ولی اگر مستلزم نظر و لمس نامشروع می باشد، تنها در صورت ضرورت فردی یا اجتماعی جایز است.

4- عمل وازکتومی

بسمه تعالی با عرض سلام اینجانب و همسرم دارای دو فرزند هستیم و تمایلی برای بچه دارشدن مجدد نداریم با توجه به این که مصرف قرص های بارداری برای زنان نیز ایجاد اشکال می کند می توانم خود را با عمل وازکتومی عقیم نمایم یا خیر؟

هرگاه قابل برگشت باشد مانعی ندارد

5- بستن لوله های رحم

ضمن عرض سلام آیا بستن لوله های رحم اشکال شرعی دارد؟با توجه به اینکه 15 درصد افراد پس از باز کردن مجدد لوله ها حامله میشوند و در بقیه افراد نیز با روش ivf امکان حاملگی به طور صد در صد وجود دارد.

در صورتیکه سبب عقیم شدن دائم نباشد اشکالی ندارد ولی اگر نظر و لمس حرام در آن صورت گیرد باید تنها در مواقع ضرورت این کار انجام شود.

6- جلوگیری که مسلتزم لمس و نظر حرام است

جلوگیرى از انعقاد نطفه، شرعاً چگونه است؟

براى جلوگیرى از انعقاد نطفه هر وسیله اى که بى ضرر باشد و باعث نقص مرد یا زن (مثل این که مرد یا زن براى همیشه از قابلیّت تولید مثل بیفتد) نشود مجاز است، ولى اگر مستلزم نظر یا لمس حرام باشد جایز نیست مگر در موقع ضرورت.

7- اجبار زن به جلوگیری توسط مرد

خانمى براى جلوگیرى از باردارى مى خواهد دستگاه بگذارد و براى این کار دکتر زن باید به عورت او نگاه کند دست بزند.با توجّه به این دو نکته غیر مجاز و این که جلوگیرى از باردارى معالجه نیست، آیا این کار جایز است؟

اگر ضرورت فردى یا اجتماعى نباشد جایز نیست و در صورت ضرورت (به تشخیص اطباى مورد وثوق) جایز است.

8- بستن لوله های رحم

بستن لوله هاى رحم به منظور جلوگیرى از حمل چه حکمى دارد؟

تا ضرورتى نباشد جایز نیست.

9- بستن لوله های رحم به خاطر بیماری

بستن لوله هاى رحم از نظر شرع مقدّس اسلام در بیماریهاى مختلف چه حکمى دارد؟

هرگاه قابل بازگشت نباشد جایز نیست و در صورت قابل بازگشت بودن جایز است (مشروط بر این که موجب لمس و نظر حرام نشود) ولى در موارد ضرورى جایز است.

10- جلوگیری به وسیله «آی یو دی»

در مورد استفاده از «آى یو دى» که اثر آن جلوگیرى از لانه گزینى نطفه بسته شده است آیا جواز شرعى وجود دارد یا خیر؟

هرگاه موجب لمس و نظر حرام نشود مانعى ندارد، مگر این که ضرورت فردى یا اجتماعى ایجاب کند.

11- بستن لوله ها بدون اجازه شوهر

آیا زن بدون اجازه شوهر مى تواند اقدام به بستن لوله بنماید؟

اگر ضرورتى نباشد جایز نیست.

12- زن و مردی که توانایی انعقاد نطفه سالم را ندارند

در مواردى که حاصل حاملگى جنینهاى داراى نقص در خلقت یا بیمارى ژنیتیکى است، آیا مى توان با بستن لوله هاى زن یا مرد اقدام به جلوگیرى از حاملگى بعدى کرد؟

هرگاه خوف ضرر و خطر قابل ملاحظه اى هرچند نسبت به بچّه وجود داشته باشد جایز است.

13- اولویت زن یا مرد برای بستن لوله

در صورتى که بستن لوله هاى زن یا مرد اجازه داده شود حقّ تقدّم با کدام یکى است؟

در شرایط مساوى بعید نیست مرد مقدّم باشد.

14- بستن لوله به خاطر خطرات جدی بارداری

با توجّه به منابع علمى پزشکى معتبر در مورد مادرانى که بیش از پنج زایمان داشته اند و داراى سنّ بالاتر از 35 سال مى باشند مبنى بر این که اگر حامله شوند در معرض خطرات جسمى قرار دارند، آیا مجاز به بستن لوله هاى رحم هستند؟

چنانچه خطر قطعى یا به احتمال قابل ملاحظه اى باشد جایز است.

15- اجبار پزشکان به عقیم سازی

پزشکى که در استخدام دولت مى باشد، بفرمایید:
الف) اگر از طرف دولت موظّف شد براى کنترل موالید، مردان و زنان را عقیم سازد چه تکلیفى دارد؟
ب) اگر طبیب را براى انجام این کارها مجبور نمودند در چه مرحله اى از اجبار، چنین اقدامى براى وى معصیت محسوب نمى گردد؟
ج) آیا در مورد اجبار، ضمانى هم به عهده طبیب خواهد آمد؟

الف) هرگاه کارشناسان متدیّن ضرورت این کار را تصدیق کنند مانعى ندارد.
ب) اگر منظور از اجبار این است که شغل خود را از دست مى دهد، نباید تن به کار حرام بدهد.
ج) طبیب در این حال ضامن است.

16- ترویج جلوگیری به منظور کنترل جمعیت

تبلیغ و ترویج مردم مسلمان ایران در امر جلوگیرى و کنترل جمعیّت به عنوان یک کار فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى جامعه ایرانى در منابر و محافل دینى، شرعاً چه حکمى دارد؟ آیا خلاف شرع است (بدون این که کسى ما را وادار سازد و این را تشخیص شخصى دانسته و انجام دهیم)؟

در صورتى که اهل خبره و کارشناسان متدیّن، مسأله کنترل و محدود ساختن موالید را یک ضرورت اجتماعى تشخیص دهند، شرعاً مى توان به طور موقّت با آن موافقت کرد و یا در صورت لزوم به طور حساب شده از آن تبلیغ نمود. در ضمن باید توجّه داشت که افزایش نسل به عقیده هیچ کس جزء واجبات نیست و بنابراین محدود ساختن، حرام نمى باشد، مگر در مناطقى که تغییر بافت جمعیّتى به زیان مسلمین یا پیروان مکتب اهل البیت(علیهم السلام) باشد که در چنین مواردى باید برنامه کنترل موالید تعطیل شود. در ضمن باید در موارد کنترل جمعیّت به جاى افزایش کمّى به سراغ افزایش کیفى رفت، تا مسلمانانى عالم تر و کارآمدتر به جامعه اسلامى تحویل داده شود و عزّت و عظمت مسلمین حفظ شود و نیز باید توجّه داشت که در مواردى که طبق تشخیص اهل خبره متعهّد، کنترل جمعیّت ضرورى است، باید حتماً از وسایل مشروع استفاده کرد، نه از وسایل نامشروعى مانند سقط جنین و امثال آن.

17- بیرون آوردن دستگاه جلوگیری از بارداری

خانمى نمى دانسته که گذاشتن دستگاه درون رحم مستلزم نظر و لمس حرام است و این کار را انجام داده لکن حالا فهمیده است، آیا باید آن را بیرون بیاورد؟ با توجّه به این که اگر آن را خارج نکند مجبور است هر چند وقت یک بار براى معاینه نزد دکتر برود این مستلزم نظر و لمس حرام است.

مادامى که بیرون آوردن آن لازم نباشد مى تواند آن را به حال خود باقى بگذارد و بعد به عنوان ضرورت آن را خارج نماید.

18- عقیم کردن توسط پزشک

هرگاه پزشک مرد یا زنى را عقیم کند، آیا باید دیه بپردازد؟

دیه ندارد. ولى اگر قابل بازگشت نباشد، شرعاً جایز نیست.

19- حکم شرعی جلوگیری از انعقاد نطفه

جلوگیرى از انعقاد نطفه، شرعاً چگونه است؟

براى جلوگیرى از انعقاد نطفه هر وسیله اى که بى ضرر باشد، و باعث نقص مرد یا زن نشود، (مثل اینکه مرد یا زن براى همیشه از قابلیت تولید مثل بیفتد) مجاز است; ولى اگر مستلزم نظر یا لمس حرام باشد جایز نیست، مگر در موقع ضرورت.

20- بستن لوله برای جلوگیری

آیا براى جلوگیرى از بچّه دار شدن، جایز است لوله زنان یا مردان بسته شود؟

در مواردى که به تشخیص اهل خبره، کنترل جمعیّت ضرورت داشته باشد، براى جلوگیرى از انعقاد نطفه هر وسیله مشروعى که بى ضرر باشد و باعث نقص مرد یا زن نشود، (مثل اینکه مرد یا زن براى همیشه از قابلیّت تولید مثل ساقط شوند) ذاتاً مجاز است، ولى اگر مستلزم نظر و لمس نامشروع باشد، تنها در صورت ضرورت فردى یا اجتماعى جایز است.

 

حسین جان ای ابروی دوعلم

براهین وجوب خدا

برهان وجوب و امکان

براهین وجود خدا (7)

این برهان، یكی از براهین معروف و متقن عقلی در باب اثبات وجود خداست، كه در آثار ابن سینا‌ به طور جدّی مطرح شده‌، لذا نام دیگر آن "برهان سینوی"1 است. این برهان از راه تسلسل ممکنات به اثبات واجب الوجودبالذات می پردازد. از آنجا که در این برهان از برخی اصطلاحات فلسفی استفاده شده است، نخست توضیحاتی در مورد این اصطلاحات ارائه کرده و سپس به بیان برهان می پردازیم. خوشبختانه برای فهم این اصطلاحات ـ آن مقدار که برای بیان این استدلال در اینجا لازم است ـ مشکل زیادی وجود ندارد چرا که این مفاهیم مفاهیمی بدیهی هستند. بدیهی بودن آنها به این معناست که نیاز به تعریف برای شناخت آنها نیست و شما با تصور کردن آنها می توانید به راحتی معانی آنها را دریابید. به این مفاهیم توجه کنید:

«وجود یا هستی، عدم یا نیستی، وجوب‏ یا ضرورت، امتناع‏ یا محال بودن، امكان، یعنى نه واجب بودن و نه ممتنع بودن»

نسبت هر صفتی برای موصوف خود یکی از این سه حالت است:

1- صفت براى موصوف ضرورى است یعنى نمى‏شود این صفت را نداشته ‏باشد، مثل اینكه شما مى‏گویید مجموع سه زاویه مثلث نمى‏تواند مساوى با دو قائمه نباشد.

2- صفت براى موصوف محال است، مثل این كه مجموع سه زاویه مثلث 190 درجه باشد.

3- صفت براى موصوف ممکن است. یعنى نه ضرورت دارد كه این صفت را داشته‏ باشد، نه ضرورت دارد كه این صفت را نداشته باشد(مى‏تواند این صفت ‏را داشته ‏باشد، مى‏تواند این صفت را نداشته باشد)، مثل اغلب حالات طبیعى كه هر كسى دارد.

حال با توجه به مطالب بالا، اگر وجود یا هستی را در نسبت با موجودات این عالم مورد بررسی قرار دهیم یکی از این حالات سه گانه بر آنها صدق خواهد کرد. پس باید سه مفهوم دیگر را هم مورد توجه قرار دهیم:

4- واجب الوجود 2: چیزی که ضرورتاً باید باشد و نمی تواند که نباشد.

5- ممتنع الوجود: چیزی که نباید باشد و نمی تواند که باشد مثل فرد بودن عدد 2

6- ممکن الوجود: چیزی که هم می تواند باشد و هم می تواند نباشد مثل همه انسان¬ها که روزگاری هستند و روزگار دیگری نیستند.

بعد از ذکر این مقدمات کوتاه، به بیان استدلال بوعلی می پردازیم:

ابن سینا مى‏گوید موجودات(یعنى آنهایى‏كه هستند مثل خود من و شما و ...)، "ممتنع الوجود" نیستند، چون اگر ممتنع الوجود بودند كه نبودند (بودنشان دلیل بر این است كه ممتنع نیستند).پس یا "ممكن الوجودند" یا "واجب الوجود". اگر در میان موجودات، موجودی هست که واجب الوجود باشد پس بیان ما ثابت شده است، و اگر موجود واجبی میان موجودات نباشد ما با مجموعه ای از موجودات ممکن مواجهیم. بوعلی می گوید اگر در مجموعه هستی موجودی که "واجب الوجود" باشد نداشته باشیم، مجموعه جهان هستی که مجموعه ای ممکنات است نیز محال خواهد بود. پس باید حتما موجود واجبی باشد که همان خداوند متعال است. 3

سوال: چرا در صورت نبود یک موجود واجب، تحقق یک مجموعه امکانی محال است؟

پاسخ: پاسخ به این سوال در تعریف و ذات ممکن الوجود خوابیده است. ممكن الوجود یعنى آن چیزى كه در ذاتش، هم مى‏تواندباشد هم مى‏تواند نباشد، پس خود ذاتش نسبت به هستى بى تفاوت است، چون اگر ما ذات اورا در نظر بگیریم، هستى برایش نه ضرورت دارد نه امتناع (مى‏تواند باشد، مى‏تواند نباشد).پس بودن او به حكم علتى‏است و آن علت است كه وجود را به او داده است. پس هر ممکنی لزوماً به یک علت نیازمند است. اما این می تواند سوال دیگری در ذهن شما ایجاد کند.

سوال: چه ضرورتی دارد علت موجودات "ممکن"، "واجب" باشد؟ شاید همانطور که ماتریالیستها میگویند نظام هستى از بى نهایت ممكن الوجود تشكیل شده است.

پاسخ: نقطه اتکای برهان همین جاست. هر ممکنی می تواند علت ممکن دیگر باشد ولی این سلسله باید به یک واجب ختم شود والا سلسله بطور لاینقطع ادامه یافته و دچار تسلسل می شویم. از آنجا که می دانیم تسلسل محال است پس اگر در انتهای این سلسله یک موجود "واجب" نباشد، نباید مجموعه موجودات امکانی (جهان هستی از جمله خود من و شما و ...) وجود داشته باشند. ولی ما می بینم که وجود داریم و جهان هستی نیز وجود دارد، پس می فهمیم که سرسلسله موجودات ممکن یک واجب الوجود قرار دارد.

بنابراین بطور خلاصه می توان گفت: از آنجا که می دانیم در جهانِ هستی، فی‌الجمله موجودی هست 4، باید گفت این موجود یا "واجب الوجود" است و یا "ممكن‌ الوجود". هر یک از این احتمالات باید مورد بررسی قرار گیرد:

7- اگر موجود مفروض خودش "واجب الوجود" باشد که وجود خداوند ثابت می‌شود و این همان مطلوب ما در این برهان است.

8- اما اگر ممکن باشد، بنابر اصل علیّت، نیازمند علّت خواهد بود. این "علت" خودش از دو حال خارج نیست:

1.8 اگر علّت خودش هم ممكن الوجود باشد این سلسله تا بی‌نهایت ادامه پیدا کرده و این مستلزم تسلسل (امر محال) خواهد بود.

2.8 ممكنِ مفروض(مثلا موجود الف)، بی‌واسطه یا با واسطه، معلول علّتی (موجود ب) باشد كه (ب) خودش نیز معلول (الف) است. این احتمال به این دلیل باطل است که مستلزم دور می‌باشد و وقوع دور نیز مانند تسلسل عقلاً محال است.

3.8 موجود ممكن (الف)، بی‌واسطه یا با واسطه، معلولِ علّتی باشد كه آن علّت، معلولِ شیء دیگری نیست. علتی که خود بی نیاز از علت باشد، همان واجب الوجود است .5

بیان نموداری شقوق بالا چنین است:

در قرآن کریم نیز آیاتی وجود دارد که به نظر برخی از فیلسوفان و متکلمان اشاره ضمنی به برهان وجوب و امکان دارد. برای نمونه در سوره فاطر سخن از وابستگی و نیازمندی وجودی موجودات به خداوند به میان آمده است. ساختار برهان "وجوب و امکان" نیز بر همین بیان استوار شده است:

«یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ» 6

«ای مردم شما همگی نیازمند به خدایید و تنها خداوند است كه بی‌نیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است»


پرمعنی ترین کلمه

پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببند.

عمیق ترین کلمه "
عشق" است... به آن ارج بنه.

بی رحم ترین کلمه"
تنفر" است...از بین ببرش.

سرکش ترین کلمه"
هوس" است...بآ آن بازی نکن.

خود خواهانه ترین کلمه"
من" است...از ان حذر کن.

ناپایدارترین کلمه "
خشم" است...ان را فرو ببر.

بازدارترین کلمه "
ترس"است...با آن مقابله کن.

با نشاط ترین کلمه "
کار"است... به آن بپرداز.

پوچ ترین کلمه "
طمع"است... آن را بکش.

سازنده ترین کلمه "
صبر"است... برای داشتنش دعا کن.

روشن ترین کلمه "
امید" است... به آن امیدوار باش.

ضعیف ترین کلمه "
حسرت"است... آن را نخور.

تواناترین کلمه "
دانش"است... آن را فراگیر.

محکم ترین کلمه "
پشتکار"است...آن را داشته باش.

سمی ترین کلمه "
غرور"است... بشکنش.

سست ترین کلمه "
شانس"است... به امید آن نباش.

شایع ترین کلمه "
شهرت"است... دنبالش نرو.

لطیف ترین کلمه "
لبخند"است...آن را حفظ کن.

حسرت انگیز ترین کلمه "
حسادت"است... از آن فاصله بگیر.

ضروری ترین کلمه "
تفاهم"است... آن را ایجاد کن.

سالم ترین کلمه "
سلامتی"است... به آن اهمیت بده.

اصلی ترین کلمه "
اطمینان"است... به آن اعتماد کن.

بی احساس ترین کلمه "
بی تفاوتی"است... مراقب آن باش.

دوستانه ترین کلمه "
رفاقت"است... از آن سوءاستفاده نکن.

زیباترین کلمه "
راستی"است... با ان روراست باش.

زشت ترین کلمه "
دورویی"است... یک رنگ باش.

ویرانگرترین کلمه "
تمسخر"است... دوست داری با تو چنین کنند؟

موقرترین کلمه "
احترام"است... برایش ارزش قایل شو.

آرام ترین کلمه "
آرامش"است... به آن برس.

عاقلانه ترین کلمه "
احتیاط"است... حواست را جمع کن.

دست و پاگیرترین کلمه "
محدودیت"است... اجازه نده مانع پیشرفتت بشود.

سخت ترین کلمه "
غیرممکن"است... وجود ندارد.

مخرب ترین کلمه "
شتابزدگی"است...مواظب پلهای پشت سرت باش.

تاریک ترین کلمه "
نادانی"است...آن را با نور علم روشن کن.

کشنده ترین کلمه "
اضطراب"است...آن را نادیده بگیر.

صبورترین کلمه "
انتظار"است... منتظرش باش.

بی ارزش ترین کلمه "
انتقام"است... بگذاروبگذر.

ارزشمندترین کلمه "
بخشش"است... سعی خود را بکن.

قشنگ ترین کلمه "
خوشروئی"آست... راز زیبائی در آن نهفته است.

تمیزترین کلمه "
پاکیزگی"است... اصلا سخت نیست.

رساترین کلمه "
وفاداری"است... سر عهدت بمان.

تنهاترین کلمه "
گوشه گیری"است...بدان که همیشه جمع بهتر از فرد بوده.

محرک ترین کلمه "
هدفمندی"است... زندگی بدون هدف روی آب است.

و هدفمندترین کلمه "
موفقیت"است... پس پیش به سوی آن

براهین وجود حدا

برهان علّی

براهین وجود خدا

یکی از راه های اثبات وجود خدا برهان علّی است که از راه معلول بودن عالم به اثبات خالق عالم (علت) می پردازد. این برهان تقریر بسیار ساده ای دارد. جهان اطراف ما را پدیده هایی تشکیل می دهند که همگی از ویژگی "معلول بودن" برخوردارند. هر معلولی نیازمند علت است و این سلسله "علت ـ معلول" برای اینکه دچار "تسلسلِ محال" نشود نیازمند علت نخستین است. مقدمات این برهان چنین است:

مقدمه 1: جهان معلول است

مقدمه 2: هر معلولی محتاج علت است

نتیجه: جهان محتاج به علت است.

اما برای تکمیل این برهان باید این توضیح را اضافه کرد: این علت [که در نتیجه ذکر شد] از دو حال خارج نیست:

‌أ. علتی است که نیاز به معلول ندارد: چنین علتی همان علة العلل یا خداوند است.

‌ب. علتی است که نیازمند علت دیگر است: در این صورت ما با مجموعه ای از علت و معلول مواجهیم که سلسله آن تا بی نهایت عقب می رود. وجود مجموعه ای که دچار تسلسل [سلسله ای که تا بی نهایت ادامه پیدا کند] شود عقلاً محال است. ولی از آنجا که ما با مجموعه معلول ها [جهان و هر آنچه در آن است] مواجهیم و می دانیم که وجود دارد پس نتیجه می گیریم که این سلسله به علت نخستینی ختم می شود که خود معلول هیچ علت دیگری نیست. چنین علتی در بیان ادیان ابراهیمی همان خداوند متعال است.

اما بعد از طرح این برهان حتما در ذهن شما سوالات جدی نقش خواهد بست. سوالاتی از قبیل اینکه؛ چرا جهان معلول است؟ (مقدمه1)، چرا هر معلولی محتاج علت است؟ (مقدمه 2). تنها بعد از تبیین و پاسخ به این سوالات است که می توان برهان علّی را یک برهان قانع کننده به شمار آورد. اکنون سعی می کنیم تا حدّ امکان با بیانی ساده و غیر فنّی این مقدمات را توضیح دهیم:

در این برهان "اصل علیت" به کار گرفته شده است که نزد متفکران اسلامی اصلی بدیهی است به گونه ای که انکار آن امکان تحقق هیچ علمی را باقی نمی گذارد.

سوال: چرا جهان معلول است؟ یا به بیان دیگر، چرا باید قبول کنیم که جهان نیازمند به علت است؟ اگر وجود یا هستی را در نسبت با موجودات این عالم مورد بررسی قرار دهیم یکی از حالات سه گانه زیر بر آنها صدق خواهد کرد.

1- واجب الوجود 1: چیزی که ضرورتاً باید باشد و نمیتواند که نباشد.

2- ممتنع الوجود: چیزی که نباید باشد و نمیتواند که باشد مثل فرد بودن عدد 2

3- ممکن الوجود: چیزی که هم میتواند باشد و هم می تواند نباشد مثل همه انسان ها که روزگاری هستند و روزگار دیگری نیستند.

"ممتنع الوجود" از محل بحث ما خارج است چرا که ما در باره جهان و موجودات جهان سخن می گوییم و می خواهیم بدانیم که به چه دلیل به علت نیازمند هستند، و چیزی که هست دیگر "ممتنع الوجود" نیست. پس موجودات این جهان یا "واجب الوجود" اند و یا "ممکن الوجود". بسیار روشن است که موجودات این جهان "واجب الوجود" نیستند چرا که بنابر تعریف چیزی واجب الوجود است که "نتواند که نباشد" درحالی که بسیاری از موجودات عالم [مثل خود ما انسان ها] قبلاً نبوده اند و الان هستند و در آینده نیز نخواهند بود، پس واجب نیستند. تنها حالتی که باقی می ماند این است که موجودات این عالم "ممکن الوجود"اند. و به نظر فیلسوفان و متکلمان اسلامی هر ممکنی نیازمند علت است2. شیخ طوسی در این زمینه می گوید:

ممکن در ذات خویش برای وجود یافتن، یا نیازمند غیر از خود است و یا چنین نیازی ندارد (یعنی خودش خوش را بوجود می آورد). صورت دوم باطل است، چرا که مستلزم ترجیح بلامرجح است که محال می باشد، پس فرض اول ثابت می شود . 3

به بیان شیخ طوسی، ممکن در ذات خود می¬تواند باشد یا نباشد. به عبارت دیگر، در ذات ممکن اقتضای وجود یا عدم نیست [اگر اقتضای وجود داشت می شد واجب و اگر اقتضای عدم داشت می شد ممتنع]. حال اگر ممکن فی ذاته بخواهد پا به عرصه وجود بگذارد نیاز به علت دارد چون در ذات خود لااقتضاء است. اگر ممکن بخواهد بدون علت، موجود شود نه وجود و نه عدم برایش ترجیح ندارد لذا دچار ترجیح بلامرجح می شود. ترجیح بلامرجح محال است، پس ممکن برای تحقق نیازمند علت است.

البته فیلسوفان درباره "ملاک نیازمندی معلول به علت" نظرات مختلفی ارائه کرده اند؛ نظریه حدوث، نظریه امکان ماهوی و نظریه امکان وجودی (فقری) از نظریات مطرح شده است. پرداختن به این 4 نظریه در این مقال نمی گنجد و ما سعی کردیم بر مبنای نظریه امکان ماهوی، بطور اجمال پاسخی قانع کننده به این سوال (چرا معلول به علت نیازمند است) بیابیم. بنابر نظریه امکان ماهوی، ماهیت ممکن نیاز به علت را در خود دارد.

استاد مطهری درباره بدیهی بودن این اصل می گوید:

«نیاز ممکن به علت بدیهی است یعنی احتیاج به اقامه برهان ندارد و اگر کسی تردیدی دراین مطلب داشته باشد تردیدش از آن جهت است که موضوع را تصور نکرده است نه اینکه ممکن است کسی تصور صحیحی از این مطلب داشته باشد و در عین حال که تصور صحیحی دارد شک بنماید.»

در این برهان "اصل علیت" به کار گرفته شده است که نزد متفکران اسلامی اصلی بدیهی است به گونه ای که انکار آن امکان تحقق هیچ علمی را باقی نمی گذارد.

استاد مطهری درباره بدیهی بودن این اصل می گوید:

«نیاز ممکن به علت بدیهی است یعنی احتیاج به اقامه برهان ندارد و اگر کسی تردیدی دراین مطلب داشته باشد تردیدش از آن جهت است که موضوع را تصور نکرده است نه اینکه ممکن است کسی تصور صحیحی از این مطلب داشته باشد و در عین حال که تصور صحیحی دارد شک بنماید.» 4

اگر نیاز معلول به علت بدیهی است، برای اثبات وجود خداوند تنها لازم است ثابت شود جهان و هر چه در آن است وجودشان ضروری نیست [واجب نیستند] و ما در بالا با ذکر شقوق مختلف نشان دادیم که جهان و هرچه در آن است ممکن الوجود است [نه واجب الوجود است و نه ممتنع الوجود]. و و با دلیل نشان دادیم که هر ممکنی نیازمند به علت است و برای اینکه دچار تسلسل نشویم سلسله علل به علت نخستینی ختم می شود که همان خداوند است.

نکته آخر در این زمینه این است که قبول اصل علیت به معنای پذیرش یکپارچی و و وابستگی اجزاء جهان است. نگاه علّی به جهان مستلزم این است که جهان را به صورت یک دستگاه پیوسته و مرتبط به هم بدانیم که منتهی به علت نخستین می شود:

«اگر بنا باشد که رابطه علت و معلول را نپذیریم باید ارتباط و وابستگی واقعیت ها را با یکدیگر به یکباره منکر شویم... واما اگر قائل به علیت باشیم و جهان را با لباس علیت و معلولیت ببینیم ناچار وابستگی و ارتباط واقعیت ها را با یکدیگر پذیرفته ایم و جهان عینی در نظر ما دستگاهی پیوسته و مرتبط الاجزاء جلوه گر خواهد شد5

حضرت امیر در این زمینه چنین می فرمایند:

«خداوند آفرینش را آغاز کرد... همه چیز را در زنجیره زمان به نظم کشید و اجزای مخالف را با هم سازوار ساخت.» 6

با نگاه علّی، جهان مجموعه منظم و یکپارچه ای از علت و معلول است که در نهایت به خداوند متعال ختم می شود.

 

السلام علیک با صاحب الزمان <عج>

27 اردیبشهت مکه یادش بخیر خدایانسیب همه بفرما

اثردعا ی فرج

بــخــوانـــ دعــــاے فــرجـــ را دعـــا اثـــر دارد
دعـا کـبـوتـر عـشـقـ اسـتــ و بــالـ و پـــر دارد

بـخـوانــ دعــاے فــرجـ را ڪہ یـوسـفــ زهــرا
ز پـشـتـ پـرده ے غـیـبـتــ بــه مــا نــظـر دارد
* * *

اللًّهُــمَ صَّــلِ عَــلَى مُحَمَّــدٍ وَ آلِ مُحَمَّــَد و عَجِّــلّ فَّرَجَهُــم
اللًّهُــمَ عَــجِــل لِــوَلــیــکَ الــفَــرج

__________________

از دو چـشـم یـاس می خوانم بیا
شعری از احساس می خوانم بیا


انجانیست نگرد اینجاست

اونجا نگرد نیست ، اینجاست

« أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى دَاوُدَ ع یَا دَاوُدُ- إِنِّی وَضَعْتُ خَمْسَةً فِی خَمْسَةٍ- وَ النَّاسُ یَطْلُبُونَهَا فِی خَمْسَةٍ غَیْرِهَا فَلَا یَجِدُونَهَا- وَضَعْتُ الْعِلْمَ فِی الْجُوعِ وَ الْجَهْدِ- وَ هُمْ یَطْلُبُونَهُ فِی الشِّبَعِ وَ الرَّاحَةِ فَلَا یَجِدُونَهُ- وَضَعْتُ الْعِزَّ فِی طَاعَتِی- وَ هُمْ یَطْلُبُونَهُ فِی خِدْمَةِ السُّلْطَانِ فَلَا یَجِدُونَهُ- وَ وَضَعْتُ الْغِنَى فِی الْقَنَاعَةِ- وَ هُمْ یَطْلُبُونَهُ فِی كَثْرَةِ الْمَالِ فَلَا یَجِدُونَهُ- وَ وَضَعْتُ رِضَایَ فِی سَخَطِ النَّفْسِ- وَ هُمْ یَطْلُبُونَهُ فِی رِضَا النَّفْسِ فَلَا یَجِدُونَهُ- وَ وَضَعْتُ الرَّاحَةَ فِی الْجَنَّةِ- وَ هُمْ یَطْلُبُونَهَا فِی الدُّنْیَا فَلَا یَجِدُونَهَا. »

خدای تعالی وحی نمود بر حضرت داود (ع) که: اى داود! من پنج چیز را در پنج چیز قرار داده ام، ولى مردم آنها را در پنج چیز دیگر مى‏جویند و نمى‏یابند.

علم حقیقی را در گرسنگى و تلاش و كوشش قرار داده ام، ولى مردم آن را در سیرى و راحتى مى‏جویند و نمى‏یابند.

عزّت را در اطاعت از خودم نهاده‏ام ولى مردم آن را در خدمت به سلاطین طلب مى‏كنند و نمى‏یابند.

بى‏نیازى را در قناعت قرار داده ام، ولى مردم آن را در مال زیاد مى‏جویند و نمى‏یابند.

رضایت خودم را در نارضایتى نفس نهاده‏ام، ولى مردم آن را در رضایت نفس طلب مى‏كنند و نمى‏یابند.

و راحتى و آسایش را در بهشت قرار داده‏ام، امّا مردم آن را در دنیا مى‏جویند و نمى‏یابند.»

(بحار الأنوار ، ج‏75 ،ص 453 )